چگونه عکس‌های خوبی از ماه بگیریم

ماه سوژه‌ی سختی برای عکاسی است. وقتی در شبی که ماه کامل است به بیرون می‌روید، ماه بزرگ به نظر می‌رسد، انگار بر آسمان غالب شده است. اما وقتی یک عکس سریع از آن می‌گیرید، مثل یک لامپ سفید کوچک به نظر می‌رسد.

برای عکاسی از ماه لازم است چند نکته را رعایت کنید.

آنچه یک عکس خوب از ماه را می‌سازد

 

قبل از عکس گرفتن از ماه، باید دو نکته را به خاطر داشته باشید: ماه بسیار بسیار درخشان است و بسیار بسیار دور است. این نکات شاید به نظر واضح برسند، اما در حقیقت عوامل اصلی هستند که عکاسی از ماه را دشوار می‌سازند.

به دلیل درخشان بودن ماه، و به این دلیل که تنها اجرام قابل مقایسه با آن، ستاره‌ها و سیاره‌ها هستند، ماه بزرگتر از آنچه هست ظاهر می‌شود. اما در واقعیت، فقط یک جسم کوچک در آسمان شب است. این یعنی بدون لنز تله‌فوتو قادر به ثبت یک کلوزآپ خوب از آن نیستید.
اگر می خواهید یک عکس کلوزآپ از ماه بگیرید، به یک لنز حداقل ۲۰۰ میلی‌متری روی یک دوربین فول‌فریم نیاز خواهید داشت (که حدود ۱۳۰ میلی‌متر روی یک کراپ‌سنسور است). هرچقدر فاصله‌ی کانونی بیشتر باشد، بهتر است.

در درجه‌ی دوم، ماه درخشان‌تر از هر جسم دیگری در آسمان است – در کنار نورهای مصنوعی. با این که چشم ما برای دیدن ماه و محیط اطراف، به اندازه‌ی کافی داینامیک رنج دارد، اما ممکن است دوربین از این داینامیک رنج برخوردار نباشد. این یعنی باید نورپردازی کافی را انجام دهید و آن را تنها جسم درخشان در یک آسمان سیاه کنید یا محیط اطراف را نورپردازی کنید و آن را به یک حباب سفید تبدیل کنید.

 

یک عکس خوب از ماه می‌تواند این مشکلات را حل کند. این عکس می‌تواند به صورت کلوزآپ با لنز تله فوتو ثبت شود تا جزئیات کوچک را نمایش دهد، یا راهی برای متعادل‌ ساختن نور ماه باشد که بتوانید جزئیات دیگر را هم در تصویر ببینید.

تجهیزات

 

وقتی از ماه عکس می‌گیرید، در صورت استفاده از سه‌پایه بهترین نتایج را می‌گیرید اگرچه لزوما نیازی به سه‌پایه ندارید.

اگر می خواهید یک عکس کلوزآپ از ماه بگیرید، به یک لنز حداقل ۲۰۰ میلی‌متری روی یک دوربین فول‌فریم نیاز خواهید داشت (که حدود ۱۳۰ میلی‌متر روی یک کراپ‌سنسور است). هرچقدر فاصله‌ی کانونی بیشتر باشد، بهتر است.

 

عکاس‌های نجومی از قانون معروف به Loony 11 برای عکاسی از ماه استفاده می‌کنند (در واقع بیشتر یک راهنما است). بر اساس این قانون اگر گشادگی دیافراگم برابر با f/11 باشد، سرعت شاتر صحیح با ایزو رابطه‌ی عکس دارد. به بیان دیگر، اگر گشادگی دیافراگم برابر با f/11 و ایزو برابر با ۱۰۰ باشد، سرعت شاتر صحیح، ۱/۱۰۰ خواهد بود؛ اگر ایزو ۴۰۰ باشد، سرعت شاتر باید ۱/۴۰۰ باشد.

قانون Loony 11 یک نقطه‌ی شروع خوب است اما آن را تبدیل به یک آیه نکنید. همیشه می‌توانید تنظیمات را تغییر دهید. اگر گشادگی دیافراگم را به اندازه‌ی یک استاپ باز کنید، باید سرعت شاتر را هم یک استاپ تغییر دهید. بهترین حالت این است که دوربین را روی مود دستی بگذارید، تنظیمات آن را برابر با f/11، ایزوی ۱۰۰ و سرعت شاتر f/100 قرار دهید.

نکات و ترفندهای دیگر

 

اگر یک تلسکوپ دارید و لنز تله‌فوتو ندارید می‌توانید از یک تیوپ الحاقی برای نصب دوربین روی تلسکوپ استفاده کنید. اگر به عکاسی نجومی علاقه‌مند هستید، این راه‌حل بهتر است زیرا می‌توانید از اجرام دیگر مثل حلقه‌های زحل هم عکس بگیرید.

همچنین می‌توانید با تلفن هوشمند و دوربین دوچشمی به نتایج خارق‌العاده‌ای برسید. فقط نیاز به یک اداپتور دارید تا آن‌ها را به هم وصل کنید و یک سه‌پایه می‌خواهید تا همه چیز را ثابت نگه‌دارید. سایت iAstrophotography به کاربرد تلفن هوشمند در عکاسی نجومی اختصاص یافته است پس اگر به دنبال این ماجراجویی هستید دیدن آن خالی از لطف نیست.

قانونی Looney 11 کاملا محیط اطراف عکس را نادیده می‌گیرد. نورپردازی را صرفا برای ماه انجام می‌دهد. اگر به دنبال ثبت ماه به عنوان بخشی از یک چشم‌انداز هستید، بهترین روش برای انجام این کار ثبت دو تصویر است: یکی نورپردازی برای ماه و دیگری نورپردازی برای منظره.

 

سپس در فتوشاپ یا ویرایشگر تصویر مورد نظر خود، می‌توانید دو عکس را ترکیب کنید. در نتیجه بهترین خروجی را از دو عکس می‌گیرید: یک چشم‌انداز واضح همراه با ماه.

این ترفند صرف‌نظر از تصویری که ماه را با آن ترکیب می‌کنید، نتیجه‌بخش است. تقریبا بر همه‌ چیز تأکید می‌کند. اگرچه ماه سوژه‌ی جذابی است اما عکاسی از آن دشوار است

مزایا و معایب استفاده از مبدل تله در عکاسی حیات وحش

عکاسی به نام جی پی مورگان به همراه لنز ۶۰۰-۱۵۰ میلی‌متری Tamron خود و مبدل‌های تله‌ی ۱.۴ و ۲ برابر، به باتلاقی در هوستون رفته است تا عملکرد این مبدل‌ها را بررسی کند.

جهت اطلاع کسانی که آشنایی ندارند، مبدل‌های تله، آداپتورهای لنز ۲ تا ۴ اینچی هستند که بین بدنه‌ و لنز دوربین قرار می‌گیرند و در ازای کمی کاهش نور و کیفیت، فاصله‌ی کانونی را به‌شدت افزایش می‌دهند. سؤال این‌جا است که آیا این معاوضه‌ای ارزشمند است؟

این چیزی است که مورگان در یکی از آخرین ویدیوهای خود به آن پرداخته و فهرستی از مزایا و معایب این مبدل‌ها جمع‌آوری کرده است.

مزایا

 

مبدل ۱.۴ برابر، ۴۰ درصد به فاصله‌ی کانونی می‌افزاید و لنز ۶۰۰-۱۵۰ میلی‌متری شما را به ۸۱۰-۲۴۰ میلی‌متری تبدیل می‌کند. مبدل ۲ برابر، این مقدار را به ۱۲۰۰-۳۰۰ میلی‌متر افزایش می‌دهد.
یک لنز تله‌فوتوی ۸۰۰ میلی‌متری قیمتی نجومی برابر با ۱۳ هزار دلار دارد؛ درحالی‌که یک مبدل تله تنها حدود ۴۰۰ دلار هزینه خواهد داشت.
مبدل‌های تله، کمینه‌ی فاصله‌ی کانونی را کاهش نمی‌دهند؛ اما لنزهای تله شما را از سوژه دورتر نشان می‌دهند.

 

معایب

 

بزرگ‌ترین ایراد این است که در استفاده از مبدل ۱.۴ برابر، یک استاپ و در استفاده از مبدل ۲ برابر دو استاپ کاهش نور اتفاق می‌افتد که این کاهش مخصوصا در روزهای ابری یا مواقعی که سوژه در سایه قرار دارد، قابل‌ توجه است.
برخی لنزها در صورت استفاده از مبدل تله قادر به فوکس اتوماتیک نیستند. البته مدل‌های جدیدتر ممکن است این قابلیت را داشته باشند؛ اما سرعت عمل آن‌ها در فوکس کردن کاهش می‌یابد که این امر در عکاسی حیات وحش نکته‌ای منفی است.
در نتیجه‌ی استفاده از مبدل تله، کیفیت تصویر در مقایسه با حالت عادی کمی پایین‌تر خواهد بود؛ چرا که به هرحال چند لایه‌ی شیشه‌ای در مقابل لنز شما قرار گرفته است؛ اما با این حال، عکسی که با مبدل گرفته شده، باکیفیت‌تر از عکسی است که بدون آن گرفته شده و برش خورده است.
از آنجایی که فاصله‌ی کانونی افزایش می‌یابد، نگه‌ داشتن دوربین با دست سخت‌تر خواهد شد و استفاده از سه‌پایه یا حداقل مونوپاد ضرورت پیدا می‌کند.

بهترین لنز برای عکاسی پرتره

اگرچه لنزهای پرتره معمولا با قیمت‌ بالایی به بازار عرضه می‌شوند؛ اما می‌توانید لنزهایی با امکانات کمتر و قیمت مناسب‌تر پیدا کنید که تقریبا ۹۰ درصد عملکرد لنزهای گران‌قیمت را دارند.

ثبت پرتره‌های خوب با لنزهای کیت دوربین کار سختی است. صرف نظر از اینکه چقدر تلاش کنید، با لنزهای ۱۸-۵۵ mm f/3.5-5.6 نمی‌توانید عکس‌های پرتره‌ای مثل تصاویر مجلات بگیرید.

دلیل این مسئله این است که حداکثر گشادگی دیافراگم لنز شما برای دست‌یابی به عمق میدان کم و محو کردن پس‌زمینه، کم است، بنابراین به یک تنظیمات ویژه نیاز دارید. در ادامه به بررسی چند گزینه‌ی مقرون‌به‌صرفه برای عکاسی پرتره می‌پردازیم.

آنچه از یک لنز پرتره می‌خواهید

تمام پرتره‌ها یک پیام دارند؛ جلب رضایت مدل عکاسی. هیچ کس نمی‌خواهد پرتره‌اش مثل سگ بولداگی شود که سرش را از پنجره‌ی ماشین بیرون آورده است. وقتی عکس پرتره می‌گیرید باید از لنزی استفاده کنید که سوژه را خوب نشان دهد؛ یا اگر بخواهیم واقع‌گرایانه‌تر نگاه کنیم، حداقل سوژه بد به نظر نرسد. این لنزها ویژگی‌های خاصی دارند.

فاصله‌ی کانونی پرتره

لنزهای واید را حداقل برای ثبت پرتره‌های سنتی کنار می‌گذاریم‌. تصویر زیر را ببینید. این تصویر به‌عنوان یک عکس سلفی با یک لنز ۱۷ میلی‌متری روی یک دوربین فول فریم گرفته شده است. سوژه‌ شبیه کاراکتری از فیلم‌های گیلرمو دل تورو به نظر می‌رسد.

در عوض به لنزی در محدوده‌ی فاصله‌ی کانونی نرمال ۵۸mmا- ۴۰ روی یک دوربین فول‌فریم یا ۳۶mmا- ۲۸ روی یک دوربین کراپ سنسور، (محدوده‌ی تله‌فوتوی کوتاه ۱۰۵mmا- ۷۰ روی دوربین فول‌فریم یا ۷۰mmا- ۵۰ روی یک دوربین کراپ سنسور) نیاز دارید. در این فاصله‌های کانونی هیچ انحرافی وجود نخواهد داشت یا در صورت وجود، ظاهر مدل را مناسب نشان می‌دهد.

در صورت دسترسی می‌توانید از یک تله‌فوتوی طولانی‌تر هم استفاده کنید؛ اما برای رسیدن به هدشات با یک لنز ۲۰۰ میلی‌متر، باید تقریبا ۳۰ فوت از مدل خود فاصله داشته باشید. ظاهر تصویر خوب خواهد شد؛ اما فاصله از سوژه آن‌قدر دور است که برای برقراری ارتباط باید فریاد بزنید.

دیافراگم و پرتره‌ها

همان‌طور که در مقدمه هم اشاره کردیم، مشکل لنزهای کیت فاصله‌ی کانونی آن‌ها نیست (روی یک دوربین کراپ‌سنسور، بین ۵۵mmا- ۵۰ فاصله‌ی کانونی مناسبی برای پرتره است)، بلکه مشکل حداکثر گشادگی دیافراگم است. برای محو کردن پس‌زمینه، باید از یک دیافراگم عریض استفاده کنید و تنظیمات ۵۰ میلی‌متری با بدنه‌ی کراپ f/5.6 به‌اندازه‌ی کافی واید نیست . حتی در موقعیت ایده‌آل، جزئیات زیادی در اشیاء پس‌زمینه وجود دارد.

حداکثر گشادگی دیافراگم مورد نیاز شما به فاصله‌ی کانونی لنزها وابسته است. هرچقدر فاصله‌ی کانونی لنز بیشتر باشد، عمق میدان با یک دیافراگم باریک‌تر، کمتر خواهد بود. در f/2.8، یک لنز ۴۰ میلی‌متر عمق میدان کاملا بالایی دارد، درحالی‌که یک لنز ۱۳۵ میلی‌متری یک پس‌زمینه‌ی کاملا محو ارائه می‌دهد.

به‌طور کلی، هرچقدر حداکثر گشادگی دیافراگم بیشتر باشد، برای پرتره بهتر است و تا زمانی که از یک لنز تله‌فوتوی لانگ استفاده کنید، حداقل به تنظیمات f/2.8، f/1.8، f/1.4 یا حتی f/1.2 نیاز خواهید داشت

زاویه‌ی دید

لنز چشم ماهی «واقعی» به لنزی گفته می‌شود که قادر باشد حداقل در یکی از جهات به زاویه‌ی دید ۱۸۰ درجه دست پیدا کند. با این حال برخی تولیدکنندگان پا را از این فراتر می‌گذارند و لنزهایی با زاویه‌ی دید فراتر از ۱۸۰ درجه تولید می‌کنند. چنین لنزهایی معمولا بسیار بزرگ، سنگین و گران‌قیمت هستند و از آن‌ها تنها برای مصارف خاص و فنی استفاده می‌شود.

برای مثال جالب است بدانید نیکون پیش از این برای اکتشافی در قاره‌ی جنوبگان یک لنز چشم ماهی دایره‌ای ۶ میلی‌متری ساخته بود که زاویه‌ی دید آن به ۲۲۰ درجه می‌رسید. لنز مذکور ۵.۲ کیلوگرم وزن داشت و طول آن به ۱۷ سانتی‌متر و قطر آن به ۲۳ سانتی‌متر می‌رسید. هنگامی که عکاس دوربین مجهز به این لنز را به سمت آسمان می‌گرفت، قادر بود تمام آسمان و حتی زمین اطراف خود را در یک تصویر به ثبت برساند. هرچند نیکون خیلی وقت است که دیگر این لنز را تولید نمی‌کند؛ اما همچنان از آن در ساخت تصاویر واقعیت مجازی استفاده می‌شود.

لنز نیکور فیش آی

لنز Nikkor 6mm f/2.8 سوارشده روی دوربین Nikon F2. به دلیل وزن بیشتر لنز نسبت به دوربین، سه‌پایه به‌جای بدنه‌ی دوربین به لنز متصل شده است.

البته امکان خلق تصاویری با زاویه‌ی دید بیشتر از ۱۸۰ درجه با ترکیب چند عکس در نرم‌افزارهایی مانند فوتوشاپ نیز وجود دارد. با استفاده از روش‌های پس‌پردازشِ (Post Processing) نرم‌افزاری، حتی می‌توان عکس‌های انتزاعی خارق‌العاده‌ای با زاویه‌ی دید ۳۶۰ درجه تولید کرد.

اعوجاج تصویر

لنزهای چشم ماهی از نوعی اعوجاج به نام «اعوجاج خمره‌ای» (Barrel Distortion) متأثر هستند. در این نوع از اعوجاج، سوژه‌ی وسط تصویر نزدیک‌تر از دیگر سوژه‌ها به نظر می‌رسد و خطوط صاف خمیده به‌ نظر می‌رسند.
در عکس‌های ثبت‌شده با لنز چشم ماهی، سوژه‌های قرارگرفته در وسط تصویر نزدیک‌تر به دوربین به‌ نظر می‌رسند

تصاویر لنزهای واید معمولی هم دارای چنین اثری (هرچند بسیار خفیف‌تر) هستند. می‌توان با استفاده از عملیات پس‌پردازش، اعوجاج عکس‌های ثبت‌شده توسط لنزهای واید را تصحیح و به عکسی با پرسپکتیو معمولی و خطوط صاف دست پیدا کرد؛ اما زاویه‌ی دید و اعوجاج عکس‌های ثبت‌شده توسط لنزهای اولتراواید یا فیش‌آی به‌قدری زیاد است که عملا امکان چنین ویرایشی برای آن‌ها وجود ندارد.

لنز اولتراواید ultra wide lens

البته این موضوع را نمی‌توان به‌عنوان عیب در نظر گرفت؛ چراکه اصولا از لنزهای چشم ماهی برای ثبت تصاویر با زاویه‌ی دید بالا استفاده می‌شود و عکاس با علم به اعوجاج شدید تصاویر اقدام به ثبت آن‌ها می‌کند. درواقع ظاهر غیر طبیعی عکس‌ و اعوجاج شدید ایجادشده توسط لنزهای چشم ماهی، بخشی از جذبه‌ی آن برای عکاسان به شمار می‌رود.

عمق میدان

به دلیل زاویه‌ی بسیار گسترده، عمق میدان تصاویر ثبت‌شده توسط لنزهای چشم ماهی بسیار زیاد است. عمق میدان بالا به معنای آن است که سوژه‌های شما (چه در جلو و چه در عقب) همگی در فوکوس کامل هستند و تمامی نقاط عکس به‌شدت شارپ خواهند بود. این موضوع باعث می‌شود لنزهای چشم ماهی برای عکاسی از صحنه‌هایی که سوژه‌ی «پیش‌زمینه» و سوژه‌ یا سوژه‌های «پس‌زمینه» هر دو مهم هستند و باید در فوکوس کامل باشند، بسیار مناسب باشد.

این عمق میدان خارق‌العاده باعث می‌شود ایزوله کردن سوژه و خارج کردن پس‌زمینه از فوکوس تقریبا غیر ممکن باشد؛ بنابراین هنگام عکاسی با لنز چشم ماهی باید در انتخاب پس زمینه دقت لازم را داشت.
جایگزین

یک جایگزین ارزان برای لنزهای چشم ماهی، «لنز مبدل چشم ماهی» است که معمولا به‌اختصار با نام «فیش‌آی کانورتر» شناخته می‌شود. این محصول در حقیقت یک وسیله‌ی جانبی است که مانند فیلتر روی لنز دوربین سوار می‌شود و زاویه‌ی دید آن را عریض‌تر می‌کند.

مبدل فیش آی چشم ماهی سونی

مبدل اولترا واید سونی مانند فیلتر روی لنز دوربین سوار می‌شود و با کاهش فاصله‌ی کانونی، اثری شبیه به لنز چشم ماهی ایجاد می‌کند.

تمامی مبدل‌های چشم ماهی دارای ضریب بزرگنمایی هستند که فاصله‌ی کانونی مؤثری را که بعد از استفاده از آن به دست می‌آورید، مشخص می‌کند. برای مثال، اگر دوربین ۳۵ میلی‌متری واید دارید و می‌خواهید از یک کانورتر فیش‌آی با ضریب ۰.۴۲ استفاده کنید، فاصله‌ی کانونی معادل شما به ۱۵ میلی‌متر کاهش پیدا خواهد کرد (۳۵x۰.۴۲=۱۵). چنین تبدیلی باعث می‌شود بتوانید با دوربین ۳۵ میلی‌متری، تصویر تقریبا فول‌فریم ثبت کنید.

البته باید توجه داشت که مبدل‌های فیش‌آی معایب خاص خود را نیز دارند. از جمله این معایب می‌توان به کیفیت بسیار پایین تصاویر ثبت‌شده توسط این مبدل‌ها، فوکوس تار، اثر لنز فلیر و اثر وینیِت (تاریکی در لبه‌های تصویر) شدید اشاره کرد. همچنین باید توجه داشته باشید درصورت استفاده از این مبدل‌ها دیگر نمی‌توانید فیلتر روی لنز سوار کنید و عملکرد زوم دوربین نیز ممکن است با اختلال مواجه شود.

تبدیل‌های فیش‌آی برای عکاسان آماتوری که قصد دارند اثر چشم ماهی را تجربه‌ کنند بسیار مناسب است؛ اما عکاسان حرفه‌ای نباید به آن‌ها به‌عنوان جایگزینی مناسب برای لنزهای چشم ماهی نگاه کنند.
کدام لنز چشم ماهی مناسب دوربین شما است؟

انتخاب لنز چشم ماهی مناسب کار چندان پیچیده و دشواری نیست. کافی است نکته‌ای که در همین مقاله در قسمت «فاصله‌ی کانونی و ضریب کراپ» درباره‌ی محاسبه‌ی عمق میدان مؤثر به آن اشاره شد، در نظر داشته باشید. همچنین قبل از انتخاب مطمئن شوید که بسته به نوع کاربردی که از لنز انتظار دارید، نوع دایره‌ای آن بیشتر به کارتان خواهد آمد یا نوع فول‌فریم. در ادامه برای نمونه چند مدل لنز فیش‌آی به همراه قیمت آن‌ها به دلار آورده شده است.

هرآنچه درباره لنزهای چشم ماهی باید بدانید

لنز‌ چشم ماهی

(Fisheye) که به لنز اولتراواید یا سوپرواید نیز مشهور است، به دسته‌ای از لنزهای عکاسی گفته می‌شود که قادرند عکس‌هایی با زاویه‌ی دید فوق عریض (معمولا تا ۱۸۰ درجه) به ثبت برسانند. به دلیل اعوجاج شدید تصاویر گرفته‌شده توسط لنزهای چشم ماهی، معمولا از آن‌ها برای ثبت تصاویر هنری و انتزاعی استفاده می‌شود؛ اما جالب است بدانید در دهه‌ی ۲۰ میلادی، زمانی که این لنزها برای اولین بار معرفی شده بودند، بیشتر در کاربردهای علمی مانند هواشناسی از آن‌ها استفاده می‌شد.

لنز چشم ماهی فیش آی fisheye

لنزهای فیش‌آی بین عکاسان طبیعت بسیار محبوب هستند و معمولا از آن‌ها برای ثبت پانورامای عریض از مناظر طبیعی و آسمان و گرفتن عکس‌های کلوزآپ از جمعیت، ساختمان‌های متراکم شهرهای بزرگ و نمای داخلی و دکوراسیون منازل استفاده می‌شود. عکاسان ورزشی نیز از این نوع لنزها بیشتر برای ثبت تصاویر هنری از ورزش‌هایی چون اسکیت‌بوردینگ، اسنوبوردینگ و موج‌سواری استفاده می‌کنند.

دو نوع عمده از لنزهای فیش‌آی وجود دارند که در ادامه به معرفی هر کدام از آن‌ها می‌پردازیم.

لنز‌ چشم ماهی دایره‌ای

لنزهای چشم ماهی دایره‌ای (Circular Fisheye Lens) نمایی ۱۸۰ درجه در تمامی جهات (عملا یک نیم‌کره‌ی کامل) ثبت می‌کنند که نتیجه‌ی آن، تصویری دایره‌ای در وسط و حاشیه‌ی سیاه‌رنگ است. از این نوع لنزها (که قدیمی‌ترین نوع لنزهای چشم ماهی هستند) بیشتر برای مقاصد کاملا هنری مانند عکاسی از شهرهای دارای آسمان‌خراش استفاده می‌شود. لنزهای چشم ماهی مورد استفاده در کاربردهای علمی و عموما از نوع دایره‌ای نیز هستند. در ادامه، گالری تصاویر ثبت‌شده توسط این نوع لنز را مشاهده می‌کنید.

لنز چشم ماهی فول فریم

با مشهور شدن لنزهای چشم ماهی بین عکاسان، شرکت‌های سازنده‌ی لنز اقدام به طراحی و ساخت نوعی از این لنزها با نام «لنز چشم ماهی فول‌فریم» (با اصطلاح فول‌فریم مربوط به سنسور دوربین اشتباه نشود) کردند که تصاویر ثبت‌شده توسط آن‌ها به جای دایره، تمام فریم را پوشش می‌داد. اولین لنز چشم ماهی فول فریم که به تولید انبوه رسید، یک لنز ۱۶ میلی‌متری ساخت نیکون در اوایل دهه‌ی ۷۰ میلادی بود.

فول فریم کراپ

لنزهای چشم ماهی فول فریم تنها قادر هستند در راستای قطریِ تصویر به زاویه‌ی دید ۱۸۰ درجه‌ای دست پیدا کنند. زاویه‌ی دید راستای افقی و عمودی در این لنزها کمتر از ۱۸۰ درجه است؛ به‌طوری‌که معمولا در راستای افق به ۱۵۰ و در راستای عمودی به ۱۰۰ درجه می‌رسد.

اگرچه زاویه‌ی تحت پوشش این لنزها به عریضیِ لنزهای دایره‌ای نیست، اما در عوض تصویر ثبت‌شده توسط آن‌ها مستطیل کامل است و دیگر خبری از حاشیه‌ی سیاه در آن‌ها وجود ندارد. همین موضوع باعث می‌شود این لنزها برای عکاسی سنتی از مناظر و عکس‌برداری از دکوراسیون داخلی منازل مناسب‌تر باشند. در ادامه گالری تصاویر ثبت‌شده توسط این نوع لنز را مشاهده می‌کنید.

فاصله‌ی کانونی و ضریب کراپ

برای دوربین‌هایی با فیلم یا سنسور ۳۵ میلی‌متری، یک لنز چشم ماهی دایره‌ای معمولی ممکن است فاصله‌ی کانونی بین ۸ تا ۱۰ میلی‌متر داشته باشد. فاصله‌ی کانونی نوع فول فریم این لنزها اندکی بیشتر است و به ۱۵ تا ۱۶ میلی‌متر می‌رسد.

لنز فیش آی چشم ماهی fisheye

برای به‌ دست آوردن فاصله‌ی کانونی معادل، فاصله‌ی کانونی لنز را در ضریب کراپ دوربین ضرب کنید

درست مانند همه‌ی لنزها، هنگام استفاده از دوربینی با سنسور کوچک‌تر از ۳۵ میلی‌متری، فاصله‌ی کانونی عملا افزایش پیدا می‌کند. برای یافتن فاصله‌ی کانونی معادل یک لنز باید فاصله‌ی کانونی اسمی آن را در «ضریب کراپ» دوربین ضرب کنید. برای مثال یک لنز چشم ماهی ۱۰ میلی‌متری که روی دوربینی با ضریب کراپ ۱.۵ سوار شده باشد، فاصله‌ی کانونی مؤثری برابر با ۱۵ میلی‌متر دارد. این موضوع باعث می‌شود عملا میدان دید محدودتری داشته باشید.

برای همین است که برخی تولیدکنندگان لنزهای چشم ماهی مخصوص دوربین‌هایی با سنسور کوچک طراحی می‌کنند. برای غلبه به ضریب کراپ بالای چنین دوربین‌هایی، فاصله‌ی کانونی این لنزها در مواردی حتی به یک میلی‌متر نیز می‌رسد تا ثبت تصاویر ۱۸۰ درجه‌ای توسط دوربین را تضمین کند.

تفاوت بین DPI و Resolution در چیست ؟

یا وضوح یکی از قدیمی ترین واژه هایی است که برای تشریح کردن درجه کیفیت و جزئیات تصاویر یا کیفیت ضبط تصاویر استفاده می شده است . یک تصویر با درجه Resolution بالا به معنای این است که تصویر مورد نظر جزئیات بیشتری را می تواند به شما نشان بدهد و شما می توانید همه این جزئیات را مشاهده کنید در حالیکه یک تصویر با درجه Resolution پایین نمی تواند به شما جزئیات تصویر را نمایش بدهد و در اصطلاح خودمانی تصویر تار دیده می شود. DPI مخفف کلمه های Dot Per Inch یا نقطه در هر اینج می باشد و یک واحد اندازه گیری است. در واقع DPI یکی از روش های محدود کردن و تعریف کردن درجه وضوع یا Resolution یک تصویر است. این DPI است که تعیین می کند شما چه تعداد نقطه رنگی متفاوت می توانید در یک اینچ از تصویر در کنار هم قرار دهید ، طبیعتا هر چقدر تعداد نقاط یا Dot در هر اینچ بیشتر باشد به معنی کیفیت یا Resolution بهتر تصویر است. هر نقطه می تواند با نقطه کنار آن در رنگ تفاوت داشته باشد ، با توجه به اینکه چشم انسان قادر به ترکیب و مخلوط کردن رنگ ها با همدیگر است هر چقدر اندازه این نقطات کوچکتر باشد از نظر چشم انسان کیفیت تصویر بهتر خواهد بود. هر چقدر اندازه این نقاط بزرگتر باشد یعنی DPI ما در تصویر کاهش داشته باشد چشم انسان قابلیت تفکیک کردن رنگ های این نقاط را بدست خواهد آورد و تصویر به شکل یک پیکسلی و ترک خورده به چشم می آید.

تفاوت بین DPI و Resolution

 

با توجه به اینکه واژه Resolution یا وضوع یک واژه عمومی است ، تقریبا در بیشتر زمینه ها و محصولات در بحث تصاویر مورد استفاده قرار می گیرد. صفحات نمایشی مثل تلویزیون ها و مانیتورها از واژه Resolution استفاده می کنند و حتی دوربینهای عکاسی و فیلم برداری نیز بعضا از همین واژه برای نشان داده کیفیت تصاویر خود استفاده می کنند. اما در چنین دستگاه هایی معمولا از یک واحد دیگر برای اندازه گیری میزان کیفیت تصاویر استفاده می شود که به PPI معروف است ، PPI مخفف کلمات Pixel Per Inch است. DPI به شدت در مصارف پرینت دیجیتال یا Digital Printing استفاده می شود ، در چنین مصارفی قطرات بسیار ریزی از رنگ و جوهر بر روی کاغذها برای ایجاد کردن تصاویر اسپری می شوند. همچنین بیشتر روش های ویرایش تصاویر از DPI برای تشریح بزرگنمایی تصاویر استفاده می کنند هر چقدر DPI بیشتر باشد بنابراین کیفیت تصاویر نیز بهتر خواهد بود. بنابراین کمی بی مصمی است که از واژه PPI برای تشریح تصاویر در صنعت چاپ استفاده کنیم. خاطرم هست که هر موقع می خواستم در خصوص مطلبی مطالعه کنم کتاب مورد نظر را پیش یکی از دوستان صمیمی پرینت می گرفتم و این پرینت سیاه و سفید با کیفیت ۶۰۰ DPI برای من گرفته می شود که با توجه به تصاویر سیاه و سفید بسیار کیفیت مناسبی را احساس می کردم.

نکته جالب در خصوص Resolution این است که براحتی قابل ترجمه بین دستگاه های مختلف نیست. پرینت گرفتن تصویری با کیفیت یا Resolution ای به اندازه ۷۲PPI به پرینتری با DPI بیشتر نیاز دارد مگر اینکه کیفیت را فدا کنیدو نتیجه یک تصویر خراب شود. البته همین موضوع می تواند برای بسیاری از کاربران مشکلاتی را ایجاد کند ، معمولا فرآیند پردازش تصاویر به شکل داخلی انجام می شود اما در بیشتر پرینترها یک DPI پیشفرض برای پرینت گرفتن تصاویر مورد استفاده قرار می گیرد که به اندازه کافی کیفیت دارد که تصاویر چاپ شده بر روی کاغذ را به کاربر با کیفیت جلوه کند. دقت کنید که شما خواه ناخواه نمی توانید کیفیت تصاویری که در صفحه نمایش خود مشاهده می کنید را در تصاویر چاپی مشاهده کنید زیرا مکانیزم رنگبندی در صفحات نمایش بصورت RGB است و با نور ایجاد میشود اما مکانیزم نمایش تصاویر در صنعت چاپ با CMYK ایجاد می شود که مکانیزمی است که با رنگ فیزیکی ایجاد می شود ، طبیعتا نور می تواند تنوع رنگی بیشتری به نسبت رنگ و ترکیب کردن آنها داشته باشد ، بد نیست نگاهی به مطلب من با عنوان تفاوت RGB و CMYK در انجمن گرافیک ، انجمن تخصصی فناوری اطلاعات ایران نگاهی بیندازید ، اما بصورت خلاصه اگر بخواهیم بگوییم تفاوت بین DPI و Resolution به شکل زیر می باشد :

Resolution یک واژه عمومی برای تشریح میزان جزئیات موجود در یک تصویر می باشد
DPI یک واحد محاسباتی می باشد که برای تعریف کمی Resolution استفاده می شود
واژه Resolution می تواند در انواع و اقسام موقعیت ها استفاده شود
واژه DPI بیشتر در تکنولوژی های چاپ دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرد
کیفیت یا Resolution تصاویر در صفحات نمایش با پرینترهایی که از DPI استفاده می کنند تطابقی ندارند ITPRO باشید

 

چرا ممکن است ما به تعداد مگاپیکسل های بیشتری نیاز داشته باشیم ؟

در برخی از موارد و البته به ندرت پیش می آید که به مواردی که عنوان کردیم نمی توانیم بسنده کنیم و به دوربین هایی نیاز پیدا می کنیم که تعداد مگاپیکسل های بیشتری دارند. بیشتر اوقات زمانیکه شما می خواهید قسمتی از یک تصویر را ببرسید یا در اصطلاح Crop کنید نیاز به تعداد مگاپیکسل های بیشتری خواهید داشت. برخی اوقات پیش می آید که شما در یک تصویر نیازی به همه عکس ندارید و فقط می خواهید قسمت خاصی از عکس را برای خود ببرید و نگهداری کنید ، در چنین شرایطی هر چقدر تعداد مگاپیکسل دوربین شما بیشتر باشد می توانید Zoom بیشتری رو عکس مورد نظر انجام دهید و تصویر مورد نظر خود را با کیفیت هر چه بهتر از تصویر اصلی جدا کنید. این مهمترین نکته مثبتی است دوربین های با تعداد مگاپیکسل بالا دارند. در واقع عکس هایی که توسط این دوربین ها گرفته می شود قابلیت Zoom کردن بیشتری دارند اما سئوال اینجاست که شما چقدر قرار است در تصاویر خود Zoom کنید و آیا اینکار را همیشه انجام می دهید یا خیر ؟ بعضا فقط برخی اوقات است که ما از امکانات یک دوربین با تعداد مگاپیکسل زیاد استفاده می کنیم و صد البته یکی از این امکانات پز عالی و چشم و هم چشمی است که در ایران به عنوان یکی از امکانات گوشی ها و دوربین ها مطرح می شود و مثلا خاله خانم به عمه خانم می گوید دوربین گوشی من ۱۶ مگاپیکسل است و آن یکی در جواب می گوید دوربین من ۳۲ مگاپیکسل است تا جونت در بیاد ( به خدا تو دلشون میگن ) ، اما نکه جالب اینکه هیچکدام بلد نیستند با دوربین خود عکس بگیرند.

افسانه بازاریابی مگاپیکسلی

تا اینجا که این مسائل را مطرح کردیم ممکن است از خودتان سئوال کنید که با توجه به اینکه حتی تعداد مگاپیکسل های کم هم نیاز معمول ما را برطرف می کنند بنابراین چرا شرکت های تولید کننده دوربین و گوشی تلفن همراه هر روز دوربین هایی با تعداد مگاپیکسل های بالاتر از قبلی به بازار ارائه می کنند ؟ پاسخ به این سئوال بسیار ساده است ، آنها می خواهند ما را متقاعد کنند که نسل بعدی دوربینی که به بازار ارائه می کنند یک تحول عظیم در صنعت دوربین ها است و شما باید به سمت جدیدترین محصول آنها بروید. اما نکته مثبت در تولید کردن دوربین های دیجیتال با تعداد پیکسل های بالا توسط شرکت های تولید کننده چیست ؟ اولین درسی که در این مطلب یاد گرفتیم این است که مگاپیکسل ها عالی هستند و دنیای عکس برداری دیجیتال را متحول کرده اند بنابراین هر چقدر بیشتر باشند بهتر است ، آنها باعث شدند سبک عکس برداری قدیمی منسوخ شود و شما بدون محدودیت و با کیفیت های عالی بتوانید عکس های زیبا ثبت کنید. اما موضوع دیگری را نیز در این مطلب خاطر نشان کردیم ، تعداد مگاپیکسل های بیشتر الزامی برای بروز رسانی و یا خرید دوربین یا گوشی دوربین دار جدید نیست ، به جای اینکه روی تعداد مگاپیکسل هایی که دوربین دارد فکر کنید بیشتر روی کاری که قرار است انجام دهید فکر کنید و بررسی کنید که آیا دوربین فعلی نیاز کاری شما را برطرف می کند یا خیر ، امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار گرفته باشد ، خوشحال می شویم از تجربیات و نظرات شما دوستان در ادامه مطلب استفاده کنیم . ITPRO باشید

مگاپیکسل چیست ؟ آیا تعداد مگاپیکسل بیشتر همیشه به معنی کیفیت عکس بهتر است ؟

اگر شما یک یک دوربین با قابلیت ۶ مگاپیکسل را سال پیش خریداری کرده بودید حتما امروز تصمیم میگیرید که یک دوربین ۱۲ مگا پیکسلی تهیه کنید.اما واقعا این چه مطلبی را برای ما بازگو می کند ؟ آیا واقعا تعداد مگاپیکسل های بیشتر باعث داشتن کیفیت تصویر بهتر است یا فقط فریب های تبلیغاتی و بازاریابی است ؟ پاسخ اینکه آیا مگاپیکسل ها در کیفیت تصویر دریافتی تاثیر دارند یا خیر قطعا بله است. به خاطر دارم اولین دوربین دیجیتالی که خریداری کرده بودم یک دوربین ۱و نیم مگاپیکسلی بود که در آن زمان برای خودش کیفیت دیجیتال قابل قبولی داشت اما در حال حاضر با نگاه کردن به تصاویر آن دوربین به این موضوع پی می برم که واقعا با اضافه شدن مگاپیکسل های بیشتر کیفیت تصاویر دوربین گوشی من امروزه از آن دوربین دیجیتال به مراتب بسیار بسیار بهتر است. قبل از اینکه به سراغ ادامه ماجرا برویم بهتر است با هم بررسی کنیم که اصلا منظور ار مگاپیکسل یا Megapixel چیست.

مگاپیکسل چیست ؟

 

مگاپیکسل یا Megapixel چیست ؟

اما Megapixel واقعا چیست و چه ارتباطی به کیفیت تصویری دارد که شما مشاهده می کنید ؟ برای ساده تر شدن درک این موضوع توجه کنید که هر مگاپیکسل به معنی وجود یک میلیون پیکسل در یک تصویر است . اگر شما پهنا و ارتفاع هر پیکسل تصویری که توسط دوربین شما ایجاد می شود را بدانید تخمین اینکه دوربین شما چند مگاپیکسل واقعی است تقریبا ساده می شود. برای مثال برای دوربینی که تصاویر ۶۴۰ در ۴۸۰ پیکسل را تولید می کند کافیست این اعداد را در هم ضرب کنید تا عدد ۳۰۷,۲۰۰ پیکسل در مجموع ایجاد شود ، خوب طبیعی است که چنین عکسی از یک دوربین گرفته شده است که یک سوم مگاپیکسل کیفیت تصویر آن است ، اگر این عدد به یک میلیون می رسید تازه دوربین شما یک مگاپیکسل کیفیت تصویر داشت.در تصاویر صفحات نمایش ملاک کیفیت تصویر PPI یا Pixel Per Inch است ، طبیعتا هر چقدر تعداد پیکسل های یک عکس بیشتر باشد تصویر برای کاربری که آن را مشاهده می کند وضوح بیشتری خواهد داشت و تصاویر حتی با Zoom شدن نیز کمتر شطرنجی می شوند.

چه تعداد مگاپیکسل برای کار من لازم است ؟

اینکه چه اندازه یا چه تعداد مگاپیکسل برای شما لازم است کاملا به نیاز شما بستگی دارد. اگر شما می خواهید تصاویر خود را در وبلاگ یا وب سایت یا بصورت اینترنتی ارائه کنید از یک تا سه مگاپیکسل بهترین و مناسبترین کیفیت به شمار می رود تا بیننده وب سایت شما هم براحتی بتواند تصویر را بدون مشکل و سریعت مشاهده کند. اگر می خواهید از تصاویر خود در صنعت چاپ استفاده کنید باز شرایط متفاوت تر خواهد بود ، اگر بخواهید روی کاغذ ۶×۴ پرینت بگیرید تصاویر دو مگاپیکسلی هم جوابگوی کار شماست ، اگر می خواهید روی کاغذ ۱۰×۸ پرینت بگیرید تصاویر با کیفیت پنج مگاپیکسل و در نهایت اگر می خواهید تصاویری به اندازه ۱۴×۱۱ اینچی چاپ کنید بهترین حالت استفاده از هفت یا بیشتر از آن پیشنهاد می شود.اگر شما از مشاهده کردن تصاویر در صفحه مانیتور خود لذت می برید و یا آنها را در یک وب سایت برای دوستانتان آپلود می کنید یک دوربین ۱ مگا پیکسلی نیز جوابگوی کار شما خواهد بود و این پیشنهاد به این دلیل است که مانیتور کامپیوتر شما معمولا تصویری با ابعاد ۱۰۰۰×۱۰۰۰ پیکسل یعنی یک مگاپیکسل را به شما نمایش می دهد.

MegaPixel چیست

 

البته معمولا با توجه به اینکه افراد دوست دارند تصاویر خود را کمی ویرایش و یا برش دهند پیشنهاد می شود که از دوربین هایی با کیفیت ۳ مگاپیکسل یا بیشتر استفاده شود. هر اندازه که شما در کارهای گرافیکی تبهر داشته باشید و بخواهید بر روی تصاویر ویرایش انجام دهید به همان میزان به تعداد پیکسل های بیشتری برای نمایش تصاویر و به ویژه Zoom کردن در تصاویر نیاز خواهید داشت. زمانیکه شما تصاویر خود را چاپ می کنید معمولا به تعداد مگاپیکسل های بیشتری نیاز خواهید داشت. اگر تعداد مگاپیکسل های مورد نیاز برای تصویر شما که قرار است چاپ شود وجود نداشته باشد تصویری که چاپ می شود دقیق و واضح نخواهد بود. اگر طراح گرافیک باشید و کار طراحی بنرهای تبلیغاتی انجام داده باشید حتما به خاطر داشته باشید که یکی از مهمترین مسائل در کیفیت بالاتر بودن تعداد مگاپیکسل است مخصوص زمانیک قرار است یک بنر با ابعاد بسیار بزرگ چاپ کنید. از مثالهایی که در بالا برای انواع و اقسام کاربردها عنوان کردیم به عنوان یک راهنما استفاده کنید. البته دقت کنید که در اخرین مثال عنوان کردیم که برای چاپ تصاویر ۱۴×۱۱ اینچ و بزرگتر پیشنهاد می شود که از دوربینی با ۷ یا بیشتر از ۷ مگاپیکسل استفاده شود اما باور کنید که همین دوربین ۷ مگاپیکسلی نیز می تواند تمامی کارهای پرینت بزرگتر را نیز انجام دهد. دقت کنید که زمانیکه تصویر شما بسیار بزرگ قرار است چاپ شود کاربری که آن را مشاهده می کند نیز در فاصله دوری از تابلو یا بنر قرار می گیرد و این موضوع باعث می شود به مگاپیکسل های بیشتر نیازی نداشته باشید.

انتخاب رزولوشن (RESOLUTION) مناسب برای طراحی ها

انتخاب رزولوشن (RESOLUTION) مناسب برای طراحی ها

انتخاب تفكیك پذیری یا همان رزولوشن مناسب اولین گام در طراحی به حساب می آید. اشتباه در انتخاب رزولوشن ممكن است باعث خراب شدن كار چاپی گردد. در این مقاله به اختصار به نحوه انتخاب رزولوشن مناسب برای كارهای مختلف خواهم پرداخت.

ابتدا باید بدانیم كه اصولا دو دسته از نرم افزارهای گرافیكی وجود دارد. نرم افزارهای برداری ( (vectorو نرم افزار های بیت مپ . (Bitmap) از جمله نرم افزارهای برداری می توان به معروف ترین آنها یعنی Corel Draw ، FreeHand و Illustrator اشاره كرد و از جمله نرم افزارهای بیت مپ میتوان Photoshop و Corel Photo Paint را نام برد.

در نرم افزارهای برداری خط و اشكال بر اساس روابط و فرمولهای ریاضی رسم می شوند بدین معنا كه زمان رسم یك دایره ، نرم افزار از طریق معادله خط دایره آن را رسم میكند بنا بر این هرچقدر هم كه تصویر را زوم كنید این دایره دوباره ترسیم می شود و بدون كنگره و رنجه است اما در نرم افزارهای بیت مپ رسم اشكال بر اساس نقاط تاریك و روشن (پیكسل) است ، به این صورت كه كل صفحه‌ی شما مانند یك كاغذ شطرنجی به خانه های ریز مربع شكل تقسیم می شود و هر خانه ای دارای رنگ مخصوص خود است و با در كنار هم قرار گرفتن این مربع های رنگی تصویر بوجود می آید درست مانند یك كوبلن. به زبان دیگر هنگامی كه یك دایره را در Photoshop رسم می كنید و با ابزار zoom آن را بزرگ می كنید آنچه مشاهده می كنیدنقاط تاریك و روشنی است كه كنگره دار دیده می شود.
طبیعتا هر چه تعداد این مربع ها بیشتر و سایز آنها كوچكتر باشد تصویر كیفیت بهتری خواهد داشت و البته فایل آن هم حجم بیشتری پیدا خواهد كرد. تعداد این مربع ها در یك اینچ (۲/۵۴ سانتی متر) همان رزولوشن تصویر است. واحد رزولوشن هم DPI است كه مخفف Dot Per Inch میباشد (نقطه در اینچ). مثلاً در یك تصویر با رزولوشن ۳۰۰DPI در هر اینچ از تصویر (در طول یا عرض فرقی نمی كند) تعداد ۳۰۰ مربع كوچك قرار دارد. توجه داشته باشید كه رزلوشن مربوط به نرم افزار های بیت مپ است و در نرم افزار های وكتور اساساً چنین مفهومی وجود ندارد مگر در هنگامی كه قصد دارید از یك نرم افزار وكتور خروجی بیت مپ بگیرید . در این صورت نرم افزار از شما رزولوشن مورد نظر شما را میپرسد و با آن رزولوشن تصویر بیت مپ مورد نظر شما را می سازد.
توجه داشته باشید كه كیفیت یك عكس علاوه بر رزولوشن به سایز عكس نیز بستگی دارد. مثلاً اگر عكسی در اختیار داشته باشید كه رزولوشن آن ۳۰۰ DPI باشد و سایز آن نیز ۱۰ سانی متر در ۱۰ سانتی متر باشد تعداد مجموع مربع های شما ۱٫۴۴۰٫۰۰۰ عدد خواهد بود در صورتی كه تصویری با همین رزولوشن اما با سایز ۱ سانت در ۱ سانت تنها دارای ۱۴٫۴۰۰ مربع خواهد بود. یعنی كیفیت آن نسبت به حالت اول ۱۰۰ برابر كمتر است. به همین دلیل است كه در بسیاری از موارد برای بیان كیفیت یك عكس یا یك دوربین از واحد مگا پیكسل استفاده میشود . یعنی تعداد پیكسل های طول و عرض را در هم ضرب می كنند و عدد بدست آمده را تقسیم بر میلیون میكنند و عدد بدست آمده را بر حسب مگا پیكسل بیان میكنند.
حالا با دانستن این مقدمات بپردازیم به بحث اصلی یعنی انتخاب رزولوشن مناسب برای طراحی های مختلف.

الف : طراحی های چاپ افست :

 

برای طراحی هایی كه قرار است چاپ افست شوند فایلهای خود را با سایز اصلی و رزولوشن ۳۰۰ DPI طراحی كنید. اگر با رزولوشن پایین تر طراحی كنید حتی اگر طرح شما در كامپیوتر خوب به نظر برسد در چاپ كیفیت كار پایین خواهد بود . مخصوصاً نوشته های شما از كیفیت خوبی برخور دار نخواهند بود.
توجه داشته باشید كه از ابتدا و در هنگام شروع طراحی رزولوشن خود را درست تنظیم كنید در غیر این صورت چنانچه در انتهای كار رزولوشن را بالا ببرید فایده نخواهد داشت و كارتان در هنگام چاپ خراب خواهد شد.

چنانچه با نرم افزار های وكتور (مثلاً كورل) طراحی می كنید و قصد دارید تا خروجی بیت مپ (مثلاً با پسوند TIF یا JPG) بگیرید هم حتماً دقت كنید كه تنظیمات خروجی را روی رزولوشن ۳۰۰ DPI قرار دهید.

در ضمن از رزولوشن های بالا تر برای طراحی استفاده نكنید. درست است كه كیفیت كارتان افزایش پیدا میكند اما اولاً حجم فایلتان هم افزایش پیدا میكند و سرعت سیستمتان در هنگام طراحی به شدت پایین می آید ، دوم اینكه در لیتو گرافی ها در ابتدا فایلهای با رزولوشن بالای ۳۰۰ DPI را به ۳۰۰ DPI تبدیل میكنند و سپس از آن زینك میگیرند. یعنی عملاً حتی اگر با رزولوشن بالای ۳۰۰ DPI هم طراحی كنید در نهایت تغییری در كیفیت كار چاپیتان بوجود نخواهد آمد.

ب : طراحی برای چاپ بنر و پلات .

معمولاً بنر و پلات در سایز های بزرگ چاپ میشوند و معمولاً هم پوستر های چاپ شده از فاصله ی بیشتری نسبت به كارهای افست دیده میشوند. به همین دلیل هم معمولاً سایز فونت های آنها بسیار بزرگتر از فایل های چاپ افست انتخاب میشود. بنا بر این در طراحی هایی كه برای چاپ بنر و یا پلات انجام میشود نیازی نیست با رزولوشن ۳۰۰ طراحی كنید و اگر هم این كار را انجام دهید در هنگام چاپ رزولوشن كار شما را پایین می آورند تا ارسال فایل به پلاتر با سرعت بالاتری انجام شود. در فایلهایی كه برای پلات ایندور (چاپ فضای داخلی Indoor) كه معمولاً بر روی كاغذ كوتد ، بوم (Canvas) و یا بك لایت (Back Light) انجام میشود رزولوشن ۱۷۰ DPI با سایز اصلی كار مناسب است. برای چاپ اوت دور (چاپ فضای خارجی Out Door) هم كه معمولاً روی بنر و یا فلكسی انجام میشود رزولوشن ۱۲۰ انتخاب میشود.
در هر صورت توصیه من به شما این است كه با توجه به گوناگونی و تفاوت زیاد دستگاه های پلاتر قبل از شروع طراحی با چاپخانه ای كه قصد دارید فایل را به آنجا ارسال كنید رزولوشن كار خود را هماهنگ كنید.

رایج ترین رزولوشن تلویزیون ها کدام است؟

در حال حاضر تلویزیون های با کیفیت ۷۲۰p به ندرت پیدا می شوند و تنها در سایز ۳۲ اینچ و یا ۴۳ اینچ در مدل های پلاسما قابل تهیه هستند.

تلویزیون های با پنل ۱۰۸۰p رایج ترین نوع محسوب می شوند و اگر اکنون قصد خرید یک تلویزیون را داشته باشید احتمالا همین کیفیت تصویر را انتخاب خواهید کرد.

اما تلویزیون های ۴k در سال ۲۰۱۴ سهم بیشتری از بازار را برای خود دست و پا کرده اند و در حال حاضر اکثر برندهای چند مدل با این کیفیت را عرضه می کنند. با این حال هنوز هم قیمت آنها بالاتر از قدرت خرید اکثر افراد است.

۴k چیست؟

بطور ساده می توان اینطور گفت که در این کیفیت تصاویر ۴ برابر با جزییات بیشتری نسبت به ۱۰۸۰p نمایش داده می شوند و در واقع مقایسه بین ۸ میلیون پیکسل با ۲ میلیون پیکسل است.

اما این تنها یک بخش ماجراست و در حال حاضر تعداد معدودی از تولیدکننده های محتوای چندرسانه ای تصاویری با این کیفیت را ارائه می دهند.

سامسونگ، ال جی و سونی جزو برندهای معتبری هستند که تلویزیون های بسیار خوبی را با کیفیت اولترا اچ دی ارائه کرده اند. اما اینکه بتوانید از تمام پتانسیل این تلویزیون ها استفاده کرده و لذت ببرید چند سال باید صبر کنید.

تفاوت بین Ultra HD و ۴K

از لحاظ فنی اولترا اچ دی یک استاندارد جدید در صنعت سینما و تلویزیون به شمار می رود و وضوح تصویر ۴۰۹۶ x 2160 پیکسل را ارائه می کند. با این حال کیفیت تصاویری که تحت عنوان Ultra HD بدست افراد عادی می رسد رزولوشن پایین تری داشته و ۳۸۴۰ X 2160 پیکسل را نمایش می دهد.

این یکی از دلایلی است که برخی برندهای تولید کننده تلویزیون ترجیح می دهند از برچسب ۴k بر روی محصولات خود استفاده نکنند و در عوض از Ultra HD یا UHD استفاده کنند.

تماشای تصاویر ۱۰۸۰p بر روی تلویزیون ۴k

اگر تصاویر با کیفیت فول اچ دی را بر روی یک تلویزیون ۴k تماشا کنید افزایش کیفیتی را شاهد نخواهید بود. علت این امر این است که فشردگی پیکسل ها در رزولوشن ۴k چهار برابر بیشتر از رزولوشن ۱۰۸۰p می باشد و الگوریتم نمایش تصاویر در تلویزیون ها نمی تواند بطور دقیق فاصله بین پیکسل ها را پر کند. این امر گاهی اوقات باعث محو شدگی تصاویر می شود. دقیقا همان اتفاقی که در هنگام مشاهده فایل های با کیفیت پایین در تلویزیون های Full HD رخ می دهد.

اما در سایر بخش ها نظیر نمایش رنگ مشکی، تفاوت خاصی وجود ندارد و در واقع تلویزیون های ۴k نیز از همان تکنولوژی LCD بهره می برند با این تفاوت که رزولوشن بالاتری را نمایش می دهند.

جمع بندی

حتی اگر قصد دارید با آینده نگری یک تلویزیون ۴k را تهیه کنید باید بدانید که در حال حاضر بسیاری از تکنولوژی های ضروری در این تلویزیون ها پشتیبانی نمی شوند. بطور مثال برندهای تولید کننده تلویزیون این اجازه را دارند تا در مشخصات محصول پشتیبانی از HDMI 2.0 را درج کنند، در حالی که در عمل چنین اتفاقی نمی افتد و این تکنولوژی پشتیبانی نمی شود.

از سوی دیگر جای خالی نمایش تصاویر ۴k با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه احساس می شود که البته اگر تنها قصد دیدن فیلم های سینمایی با نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه را داشته باشیدبه هیچ عنوان مشکل ساز نیست اما باید بدانید که در این صورت تلویزیون شما خیلی زود قدیمی خواهد شد و خریدی آینده نگرانه را نداشته اید.

در مجموع باید اینطور گفت که تلویزیون های ۴k هنوز جای خود را در بازار پیدا نکرده اند. برای حس کردن تفاوت بین تلویزیون های ۴k و ۱۰۸۰p لازم است تا به سراغ ابعادهای بزرگ بروید که طبیعتا قیمتی بالا دارند.

از سوی دیگر محتوای با کیفیت ۴k نیز هنوز کمیاب هستند و دیدن تصاویر با کیفیت ۱۰۸۰p در این تلویزیون ها نیز کیفیت را افزایش نمی دهد.